أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
203
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
[ ] كه از 323 تا 283 قبل از ميلاد حكومت كرد . ( 6 ) . خرگوش قس . I , Vullers ، 680 . ( 7 ) . نسخهء الف : اعبن ، نسخهء ب : اعين ، نسخهء پ : الجبن . 28 . أرنب بحرى 1 - خرگوش دريايى خرگوش دريايى از جمله سنگپشتها 2 مانند نرمتنان و امثال آن است . مىگويند كه اين ، تكههاى سنگى به رنگ سرخ است كه در كاسهء [ صدف ] آنها چيزى شبيه چنگال خرچنگ 3 وجود دارد و با زخم كردن ششها سبب مرگ مىشود . اگر آن را به صورت ضماد به كار بريم ، موها را مىكند . در كتاب الاحجار منسوب به ارسطو [ گفته شده است ] : سر « خرگوش آبى » از سنگ است . اگر با گوشتى روبهرو شود كه رويش مو نباشد ، به آن مىچسبد و آن را بدون خونريزى از تن جدا مىكند . پولس مىگويد كه صدف رودخانه بدل خرگوش دريايى است ، لكن دربارهء صدف در آب جارى چيزى نشنيدهام . انواع سادهء آنها به نام گوشماهى 4 شهرت دارد كه در آبهاى راكد و مرداب ديده مىشود . ( 1 ) . نوعى حلزون دريايى . يونانى ، ديوسكوريد ، II ، 19 . Aplysia depilans L . ؛ غافقى ، 116 ؛ بيطار ، 55 . ( 2 ) . الخزفيات . ( 3 ) . نسخهء الف : زبانة [ زبانة ] السرطان ، ابن سينا ، 60 : « بين كفههايش چيزى ( ! ) شبيه برگ اشنان قرار دارد » . ( 4 ) . اذان السمك . 29 . ارمال 1 - ؟ ابن ماسويه 2 مىگويد : اين - چوبى است شبيه دارچين 3 ؛ خوشبو است ، آن را از يمن مىآورند . از آن در ساخت دستگاه بافندگى 4 استفاده مىكنند . صهاربخت مىگويد : [ ارمال ] تصحيف شدهء ارماك و آن شيرهء چوب تازه كدر 5 است . در نسخهاى ارماط ديده مىشود كه شاهدى براى گفتهء [ صهاربخت ] است زيرا « طا » را بيشتر مىتوان با « كاف » اشتباه كرد تا با « لام » .